زیبای تنها
بنام هست هستی بخش لایزال
دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد بغضی ترک ندید و گلویی صدا نکرد انگار ما بدون حضور تو راحتیم وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد سلام دوستای گلم نماز و روزه هاتون قبول ببخشید یه مدت نبودم نمیتونستم بهتون سر بزنم ای کاش بااشک چشمانت وضوئی می ساختم و باآن تکبیرصلوه عشق رامی بستم ومحرم جانت می گشتم وازدستان توقدح شراب تسنیم نوش می کردم و آتش جانم رابابوسه بر لعل لبانت برطرف می کردم مولای من یا اباصالح مهدی جان... ولی برای جز تو شعر گفتن نمی دانم قافیه های من همه در آغاز بیت می آیند و وزن و عروض از شعر من گریزانند آیا قامت موزون تو چنین شعر مرا بی وزن کرده است؟ هر مضمون که شاعران به ذوق می آرایند حکایتی از بهشت روی توست باغبانم ولی در باغ من جز نرگس نمی روید بنفشه ها از تاب شبهای غیبت در اضطرابند و سوسن و یاسمن پیامبران حسن تو در گلزار خرامیدن را سرو از تو آموخت و جامه دریدن را غنچه از من عاشقم: و جز عشق تو و نام تو ترجمانی برای عشق نیافتم سوختن شبیه من است اما نه پای شمعهای شبهای رنگی در ژرفای پروانه های پر سوخته و سوخته پر با تو از خاطره ها سرشارم جشن نوروز تو را کم دارم سال تحویل دلم می گیرد با تو تا آخر خط بیدارم.... خدایا مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم به همه حتی کسانی که مرا درک نکرده اند یا با من بدی کرده اند و مرا رنجانده اند عشق ورزم مرا بیاموز تا در همه موقعیت ها و شرایط زندگی بخندم و بدانم در هر آنچه که روی می دهد نیکی نهفته است هر چه دارم از تو دارم هرگز از دوري اين راه مگو و از اين فاصله ها که ميان من و توست ...و هرگاه که دلت تنگ من است، بهترين شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار..... تا که تنهايي ات از ديدن من جا بخورد و بداند که دل من با توست و همين نزديکي ست..... بارخدايا از عشق امروزمان براي فرداهايمان چيزي کنار بگذار براي آن روزي که فراموش ميکنيم عاشق بوده ايم چيزي کنار بگذار يک مشت... اندازه ي يک لبخند يک خاطره اندازه ي يک نگاه تا دوباره بشکفد تا دوباره ببارد و سيراب گرداند همه ي روح و قلب و جانمان را.... ۷۲ عاشق از زمین کم بشود ۷۲ میدان بلا در راه است ۲شب مانده تا محرم بشود قبله دلهاست اینجا هر چه می خواهی آرزو کن تا دلی آتش نگیرد حرف جان سوزی نگوید حال خواهی اگر از گفته ما جستجو کن چرخ کج رو نیست کج بین تویی ای دور از حقیقت گر همه عالم نکو خواهی برو خود را نکو کن شهید اسماعیل زاده باز هم خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گف روی دیوار و در ختان دیدم باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه ۵ وارونه به مینو می داد آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسیدبغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم بعد ها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی ۵ وارونه چه معنا دارد مثل اینکه واقعا امام رضا(ع) طلبید برای همتون دعا می کنم امیدوارم لایق باشم و امام رضا (ع)صدامو بشنوه به امید دیدار وقتی برگشتم حتما دوباره بهتون سر می زنم برام دعا کنید که بطلبه چون هنوز که خبری نیست دلم هوایی شده اگه نرم دلم خیلی می شکنه
خسروا سوی گدایان درت کن نظری
تو که از سوختگان غم خود با خبری
غیبت روی تو برده زدلم صبر و قرار![]()
کی فتد بر گل رخسار تو ما را نظری![]()

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم![]()
سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم ![]()
اگر آمد خبر رفتن من را بدهید
به کمانم قرار نیست که کنارش باشیم![]()
:![]()

ای همه دار و ندارم
با تو آرومم و بی تو بیقرار بیقرارم
گفتی باشم حالا هستم چشم به راه یه نگاهت
میدونم منو می بینی که نشستم سر راهت
با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا
با تو بیراهه یه راهه یه نشون بی نشونا
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن
رسم من فرشتگی نیست ،من که درگیر زمینم
تو خودت اینو می خواستی
من یه آدمم همینم
اونی که رو دوش خسته اش یه امانت از تو داره
گاهی کم میاره اما، این امانت رو میاره

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




.jpg)






